باور نمیکنم رجزخوانی یک وسوسه باشد عشق من!

تمام بچه هایم... تمام شاگردانم...

همه جاده ها شکل عبورند... مثل راه نگاه تو...! و در جاده چقدر هوای دلدادگی دلگیر است... شاید برای همین است که ما همواره چشم انتظار کسی هستیم... سر همان جاده دلگیر...

 

 

سلام مهربان مهدی من...!!! آشنای دور!!!

می دونی... واسه اونم همینو نوشتم... شاید واست تعریف کرده باشه... ولی واسه تو هم می نویسم...!!!

مهدی گل من( هر چقدر دوست داری قیافه بگیر.. آخرش من تو رو می دزدم..! حداقل یه خورده از قلبتو...!!!) پنجره های باز ترس نداره... باید از درهای رو به دیوار بترسیم... همیشه حداقل یه پنجرتو باز نگه دار...!!! حتی اگه هوا طوفانی شد... (اگه من اینقدر سحت می نویسم چون فقط برای تو می نویسم... تو و او که برای تو تعریف خواهد کرد...!!!) برای بستن یه پنجره همیشه فرصت کافی هست...!!!

برات بازم می نویسم...!!!

 

نوشته شده در ۱۳۸٤/٥/۱۳ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ توسط احمد! نظرات () |

Design By : Mihantheme