باور نمیکنم رجزخوانی یک وسوسه باشد عشق من!

تمام بچه هایم... تمام شاگردانم...

اگه دوست داری که اونم دوست داشته باشه راهش رو پیدا کن… خودتو زورچپون نکن!!!(ادامه دیروز…!)

 

دوباره سلام… نازنین جواد من…!!! نمی دونم به دیروزی فکر کردی یا نه ولی من دوباره می نویسم…

 

جوادکم… می گفتم که تو باید اول خونه آدما رو پیدا کنی… بعد در بزنی … بعد بری تو پذیرایی… بعد از یه عالمه وقت تازه بتونی بری تو اتاق خواب…

 

گل من… تو باید اول بدونی کجا می خوای وارد شی… تو خونه ای که می خوای بری توش رو پیدا کردی… حالا باید درشو پیدا کنی… تو نمی تونی هر جایی از دیوار رو دوست داشتی خراب کنی و بگی اینجا دره!!! تو باید از جایی وارد شی که اون دوست داره… اون درش کرده… تو باید اول جایی بشینی که اون دوس داره…!!!

 

جواد من اگه تو معلم ریاضی رو دوست نداری تقصیر کیه… فکر می کنی معلمی هست که نخواد دوسش داشته باشن… نه…نیست… این تقصیر اونه که نمی تونه اون جوری باشه که تو دوس داری…!!! اگه تو منو دوس داری برا اینه که من اون جوریم که تو دوسش داری(یه خورده خودمونو تحویل بگیریم دیگه!!!)

 

چرا این مطلب راجع به همه صادقه غیر خودمون…!!! نه زیبای من… این مشکل توست! اگه دوست داری که اونم دوست داشته باشه راهش رو پیدا کن… خودتو زورچپون نکن! اگه این کارو ادامه بدی پرتت می کنه بیرون… همون کاری که چند وقت پیش داشت می کرد… سر خودتو گول نمال… داشت از خونش پرتت می کرد بیرون… پس لطفا خودت با زبون خوش بیا بیرون… فکر کن و خوشگل برو تو…

 

من دونم که به دو تا مطلب فکر می کنی… اول اینکه پس چرا بعضی آدما خیلی زود با هم رفیق می شن….؟ می دونی چرا … برای اینکه تو بعضی از خونه ها اونقدر رفت و آمد کمه که گرد گرفته…مثل خونه های متروکه…اونوقت بچه محل ها می زنن شیشه های خونه رو می شکنن… همه شیشه ها شکسته… اونوقته که تو می تونی راحت از پنجره بری تو… تازه صاحاب خونه هم ازت پذیرایی می کنه…!!!

 

مطلب دوم اینکه می دونی چرا بعضی ها مثل من همه رو خیلی زود راه می دیم… برای اینکه ما فرق می کنم…!!! ما درمون بازه… همیشه تو می تونی بیای تو… واسه بعضی ها دعوت نامه می فرستیم بعضی ها هم خودشون میان تو…

 

حرف زیاده ولی بسه…!!! اگه پرسیدی بهت جواب می دم…

 

نوشته شده در ۱۳۸٤/٦/۳ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ توسط احمد! نظرات () |

Design By : Mihantheme