باور نمیکنم رجزخوانی یک وسوسه باشد عشق من!

تمام بچه هایم... تمام شاگردانم...

کعبه و بتخانه بهانه است... منظور تویی تو...!!!

 

سلام طه خوبم...

امروز روز خوبی بود... رفتیم و با هادی و مهدی برای طه من یک عدد هاپوکومار خریدیم... در اندازه های واقعی...

امروز حال و روز ادبی نوشتن را نداشتم... دوست داشتم ساده و بی ریا بنویسم....چقدر جمع زیبا و دوست داشتی دارند....ریشو ولی بامزه... من دوستشان دارم همه را... به مقدار زیاد... 7 تا!!!

نوشته شده در ۱۳۸٤/٦/٥ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ توسط احمد! نظرات () |

Design By : Mihantheme