باور نمیکنم رجزخوانی یک وسوسه باشد عشق من!

تمام بچه هایم... تمام شاگردانم...

سلام جواد نارنينم... مهربان ديوانه من!!!

من قبول ندارم... کی گفته مرد نبايد گريه کنه... اين از همون چاخاناييه که مامانامون وقتی ما بچه بودیم برای ساکت کردن ما بستند... نه جوادکم... مردا هم دل دارند... می تونند گريه کنن... اونم بلند بلند... های های... هر وقت و هر جا که دلشو بگيره...

مثل ديروز تو... مثل هر روز من...

مثل امروز يک معلم که بيکار نشسته تو خونش و مدرسه نرفته... مثل يک معلم که دلش برا شاگرداش تنگ شده...

 

مثل امروز من!!!!

نوشته شده در ۱۳۸٤/٧/٢ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ توسط احمد! نظرات () |

Design By : Mihantheme