باور نمیکنم رجزخوانی یک وسوسه باشد عشق من!

تمام بچه هایم... تمام شاگردانم...

آدم بعضی شبا دوست داره تنها. خودشو خودشو تاريکی شب باشه... بعد بره تو رختخوابو چنگ برنه به همون حرير آبی آشنای تختش و سرشو تا ته فشار بده تو تنها همدم نرمش!!!

بعد تو بعد از چند دقيقه بيای و بالش خيس باشه...!!!

 

اونوقته که همه فکر می کنن تو عاشق شدی... و هيچ کی نمی فهمه تو کجا له شدی... واين تمام عشق دنياست... تنها سوختن!!! تنها کار من بدون تو!

نوشته شده در ۱۳۸٤/۸/٢٦ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ توسط احمد! نظرات () |

Design By : Mihantheme