باور نمیکنم رجزخوانی یک وسوسه باشد عشق من!

تمام بچه هایم... تمام شاگردانم...

 چند وقتیه که می خوام راجع به حریم رفاقتا بنویسم! یه چیزی که ماها کمتر رعایتش میکنیم!!! خیلی گنگ نوشتم می دونم! یه مثال.. من چند روز پیش با یکی  از بچه ها راجع به یه موضوعی صحبت کردم... اصلا هم مهم نبود!!! خیلی عادی... ولی شخصی بود... بین ما دو تا!!! نکته جالب اینجا بود که پریروز دیدم عزیز چاقم عین مطلبو داره واسه خودم تعریف میکنه... تازه یه چیزایی از زبون خودم میگه که به جون مامانم من نگفته بودم!!!

می دونی...  اصلا اینکه چاق قضیه رو میدونه منو اذیت نکرد!!! چیزی که هی منو انگولک کرد این بود که چرا اصلا باید قضیه برسه به چاق!!! میدونی چرا این مثالو زدم.. برا اینکه فقط زورم به چاق میرسید!!! ولی به هر حال... این خیلی تو شماها رایجه! سه شنبه بود... داشتم از یکی از بچه ها تعریف میکردم که مردونه رفتار میکنه دهنش قرصه دیدم آقا شهره خاص و عامه که حتما باید حرفو به یکی بزنه مگر شب خوابش نمی بره! بابا یه پرده گنجایش دلاتونو زیاد کنید!!!

بابا حرفی که بین من و تو زده میشه واسه منو توه... وگرنه که تو جمع میگفتم... نه که خودمو بگمها!!! هممون... حرفی که تو یه کوچه پس کوچه به تو میگه واسه توه نه واسه  دیگری... دیروز بود داشتیم با یکی از شاگرد رفیقا صحبت میکردیم... صاف گذاشته تو کاسه ما که فلانی اینجوری گفته پشت سر شما!!! درسته!؟ یکی نیست بگه آخه فلان فلان شده اگه میخواست به گوش من برسه که میومد میگفت به خودم... یا تو جمع میگفت.... حال کرده به تو بگه...تنهایی... بعد تو میای تپپپپ میذاری تو کاسه ما... نکرده حداقل بگه یکی ... صافم با اسمش شروع کرده!!! يعنی اگه نمی گفتی کيه ميششتمش ميذاشمتمش کنار ولی حيف که می دونم کيه!!!البته عزیزم نمی خواد از خودت دفاع کنی... من داد فریاد کردم بقیه به خوردشون بره!!!

بابا یه پرده مردونه رفتار کنید.... بابا خاله زنک بازی واسه شوش به پایینه!!! نمی خوام روضه بخ.نم که این خور حرفا چقدر ضرر داره ما رو همین بس که رسم مردونگی نیست!!! از پشت کارد زدنه! حالا نیت هر چی باشه!!!

 

نوشته شده در ۱۳۸٤/۱۱/٢۸ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ توسط احمد! نظرات () |

Design By : Mihantheme