باور نمیکنم رجزخوانی یک وسوسه باشد عشق من!

تمام بچه هایم... تمام شاگردانم...

 هر چند که جوادم این روزها بد مسیری در مقابل دوستاش انتخاب کرده، ولی به هر حال ربطی به من! نداره.. من! هنوز دوسش دارم...

 

یه جمله ای تو بلاگش نوشته بود که: "این روزها یا من نمی تونم دوستامو راضی نگه دارم یا..." 

 

من! اعتراض دارم... به نظر آقای جواد آقای من! آدم اصلا نیاز نیست که همیشه دوستاشو راضی نیگه داره!!! من! کلا حرف جدا پیغمبری بلد نیستم ولی  همین قدر میدونم که خدا هم چنین چیزی نگفته!!! به هر حال من! فکر می کنم که خیلی وقتا ما رفقا از رفیقامون انتظار نداریم که ما رو راضی نیگه دارن!!! تنها چیزی که می خوایم اینه که اگه تو مطلبی با هم اختلاف نظر داریم یکی از طرفین قانع بشه... یعنی منطق یادمون نره!!! انتظار زیادی نیست!!! یادمون نره که رفاقت به معنای همیشه راضی بودن نیست!!! ما با هم رفیق نشدیم که همیشه با هم موافق باشیم... (اون که مفت گرونه!!!) بگذریم.... روضه هم حدی داره!!!

 

 

 

اما اینکه یکی از دوستان  تلفنا یه سری سوال مطرح کرده بودند باید در جواب بگم که اولا اگه چاق نگر نمیده به من! چه... باید از اون بپرسی که چرا نظر نمیده!!! ثانیا به تو چه!!! ثالثا که با هم دعوامون شده به هیچ کس هم مربوط نیست!!! اون همکلاسی هم فبها!!! اونم باهاش به هم زدم بی ریخت!!! بقیه سوالهاشونم که ابدا به اوشون مربوط نمیشه!

 

نوشته شده در ۱۳۸٤/۱٢/۸ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ توسط احمد! نظرات () |

Design By : Mihantheme