باور نمیکنم رجزخوانی یک وسوسه باشد عشق من!

تمام بچه هایم... تمام شاگردانم...

هوالمحبوب!!!

امروز هم می خوام راجع به چند تا مطلب بنویسم!!!

 

اول اینکه امروز خیلی با خودم حال کردم!!! داشتیم با چاق راه می رفتیم تو دبیرستان ناگهان چاق گفت انتخاب جدید ممد رو دیدی!؟ بعد بهم نشونش داد (خیلی خوشحال!!!) دیده بودمش! خود ممد بهم نشونش داده بود به علاوه بقیه!!! بعد من! گفتم که چاق... می خوای بگم انتخاب بعدیش کیه!!! یه خورده حیاطو وارنداز کردم... گفتم اون قهوه ایه! یه عالمه خندید بهم نامرد!!! گفتم از دور اینجوری نبینش... از نزدیک خوبه... آقا ده دقه بعد خود ممد اومد... یه خورده راجع به همون اولی صحبت کردیم بعد گفت می خوای  انتخاب بعدیمو ببینی... گفت اون... !!! تو گویی من! به قاعده هفت شبانه روز عروسی حال کردم!!! خود قهوه ایش بود!!! نه برای اینکه خورده تو حال چاق نه! با خودم ال کردم که بین اون همه آدم تپ گذاشته بودم تو کاسه طرف...!!!

 

دوم اینکه این روزها کم کم وقت بریدنه!!! سخت ترین تیکه کار ماها اون تیکست که می خوای از یه سری آدم ببری... یا اینکه شرایط مجبورت می کنه رابطتو باهاشون کم کنی!!! له میشی...!!! این ساده و رساترین حالتی بود که می تونستم احساس خودم رو بگم!!! من! این روزها مجبورم از کسایی که یه مدت تو........................... بگذریم! این روزها من! مجبورم له بشم!!! مجبورم رو خودم پا بذارم و بکشم بیرون!!! به قول عشق همکلاسیم من! خیلی تو کارای شاگردا فضولی می کنم!!! راست می گه... تو این مدت کوتاه تا تنبون بعضی ها رو واسشون کروات نکردم ولشون نکردم!!! اطلا یکی نبود بگه به تو چه!!! تو سر خیاری یا ته کدو تنبل!!! ولی به هر حال گذشت و من سعی من کنم از این به بعد کمتر کک تو تنبون همکلاسی بندازم که بزرگ شه!!! سعی می کنم سعی می کنم به همسایه دیگه نگم که مواظب باش و کمی منتطقی تر!!! دیگه به بر و بچه های اعتکاف نگم که... ولش کن! .... دیگه اگه جوادم می خواد هر روز با کسی به هم بزنه گند نزنم به حالش!!! اگه ... میخواد قلیون بکشه... اگه می خواد فیلم ببینه... اگه می خواد مثل بچه های بهشت زهرا تا دختر دید دست و پاشو گم کنه که یه سیگارت بندازه جلو پاش من! نزنم تو حالش!!! دارم سعی می کنم که اگه کسی نمی فهمه که تو مدرسه رابطه رفاقت  نیست من! کاری باهاش نداشته باشم!!! ... حرف زیاده!!!

 

آقا ما یکم تا پنجم می ریم مشهد!!! فکر کنم یه بلیط اضافه  داریم!!! اگه کسی می خواد بیاد به شرط ............................................................... به من! خبر بده...

 

امشب شادم! برای اینکه نیاز نیست وفت خواب به کسی فکر کنم! می تونم سرم رو آروم بذارم رو بالش و به تو! فکر کنم...

 

نوشته شده در ۱۳۸٤/۱٢/۱۱ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ توسط احمد! نظرات () |

Design By : Mihantheme