آشفته!

غمی است به پهنای نبودنت... به اندازه مردی که احساس می کند دیگر نیستی... هر چند که من نیستم... روزها می گذرد بدون تو!!!! حتی بدون غم تو... این روزها عمر من مثال تولد شماست! نیمه... 

من بدون تو! حتی به گمانم کمی قبلترها بیشتر لاف با تو بودن همراه روزهایم بود و این روزها سبک سری... سستی ... بین گرما... چقدر آشفته!





مــــن اگـــر بــــد کـــردم ،

تـــو را بنــده دیــگر بسیــار اســـت ،

تـــو اگـــر بــــا مــن مـــدارا نکنـــی ،

مـــرا خـــدای دیـــگر کجـــاست ...

/ 3 نظر / 12 بازدید
بی او..

خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم ! تو را بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم ! تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتم ! تو را گرم دیدم و سردترین لحظه ها به سراغت آمدم ! تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی ؟؟!!

سيد

بیمار گشته است قلوب از عیوب ما دانیم گشته سد دعاها، ذنــــوب ما یا غــافر الذنوب گناهان ما ببخش وانگه رسان ظهور طبیب قلوب ما...

سيد

کم کم غروب ماه خدا نزدیک می‌شود و این رمضان هم با فراغ از امام و سرورمان گذشت... مولای من... مهدی جان... منتظرم...منتظرم تا رمضانی فطریه عشقم به تو را بپردازم... منتظرم....منتظرم تا شب قدری ساکن خیمه گاه تو باشم... منتظرم...منتظرم تا نماز جمعه ام را به امامت تو در مسجد الاقصی اقامه کنم... منتظرم...منتظرم تا سحرگاهی را همراه تو در صحن و سرای دلربای جدت ابی عبدالله باشم... شب است و مهتاب... و درددلی که تمنای وجود گمشده ی هستی را می کند... و من در سیل اشکم غسل عید می کنم...غسل وداع...غسل انتظار.... دست هایم را به سوی آسمان بلند کرده ام و نجوا میکنم بارالها... به نیت پنج مهمان کسای مبارک پیامبر به نیت آن یگانه علمدار دشت کربلا به نیت امام غریب ساکن در طوس به نیت آن صاحب جامعه کبیره اسئَلُک بِحقّ هذا الیَوم.... درود بفرست بر محمد و خاندان پاکش....و برسان...برسان سلام ما را به آن حبیب دلها... به آن انیس قلبها....به مهدی منتظَر ارواحنا له الفدا اللهم عجل لوليك الفرج