جنگ!

تقریبا 4 روزی میشه که مدرسه به علت برف و سرما تعطیله... دلم گرفته...  دلم تنگ شده برای بچه هام... سعی می کنم بجنگم با خودم... سکوت کنم... عکس هاشونو نگاه نکنم... بجنگم با خودم... به تجربه فهمیدم خیلی زود میرن و شاید دیگه بر نگردن... شاید... تعارفی بیش نیس... بر نخواهند گشت و من می مونم و دلم... تنهای تنها... با یه مشت خاطره!

/ 2 نظر / 7 بازدید
............

ما دلمان برایتان تنگ میشود شما نه ! ما می آییم و با ابن صفحه های وبلاگ شما روزگار میگذارانیم شما نه ! ما خاطرات شما را دل و جان میخوانیم و شما نه ! خلاصه که لب کلام.. ما هم خدایی داریم !! .. راستی... هنوز برایم سوال است.. چه شد که دل شما رانده شدیم ؟؟!!! راستی صفحه ی وبلاگتو باز کن و ببین..فهرست تاریخ نوشته هات مث استخونای یه ماهی شده.. ینی روزگار اینقدر زود میگذره؟/.. من همیشه میام و خاطرات قدیمیتو میخونم.. حالا میتونم برات بگم که سال 88 به قبلتو بیشتر دوسدارم.. سال 86 یه فرشته بودی.. و سالای قبل ترش تقریبا مث یه بچه دبیرستانی پرشور !!! .. .. . من 91 اومدم..اولش خوب بودی اما بعد دوران خستگی از آدما شروع شد.. حالا گویا داره کم رنگ تر میشه و میشی همون معلم دوستداشتنی.. .. معلم من؟؟؟.. ... [گل]

............

زاستی.. میخاستم بهت بگم.. ینی نمیدونم دلیلی داره که بگم یا نه.. اما..من درمورد خودم اشتباه میکردم.. راجب به همون قضیه !.. فک کنم یادت باشه چه قضیه ای.. اون فقط یه تصور اشتباه بود که من داشتم.. حالا نمیدونم باید خوشحال باشم یا نه.. اما هیچ حسی تو من نیس !!.. راستی.. اینروزا دوباره دلم برا خدا تنگ شده.. میلی رو یادته؟؟.. میلی شهرویور رف.. بعدش ماهی یه بار به یه بهونه ای میومد.. دیروز هم اومد و رف.. میدونی چرا.. چون ازم به چیزی خواس منم قبول نکردم.. ازم خاس بهش اس بدم.. خاس زنگ بزنم.. نزدم.. [ناراحت] بخاطر همین هی میاد و بعد که میبینه قبول نمیکنم میره.. .. اینروزا حس میکنم بزرگتر شدم.. حس میکنم دیگه زیاد ساده نیستم.. هرچند هنوزم سادم !!!.. معلم من؟؟.. خیلی دلم تنگ شده.. برای وقتایی که میومدی باهام حرف میزدی.. میدونی.. من هیچوخت نسبت به شما حس بدی نداشتم.. نمیدونم چرا.. همیشه حس میکردم منم یکی از همون شاگردام..همونایی که شما بهشون میگی که بابایی شون هستی.. .. معلم من؟؟.. .. دلم تنگ شده.. .. معلم من؟؟.. یادتونه.. میومدی وبم..نوشته هامو میخوندی.. دقیقا یادمه ساعت 6 عصر که می