,,,!

خسته ام...

 نسبتا عصبی...

 می پرم به همه... به همه کس... به همه چیز... سر هر چیز بی خودی... نه به دیگران... به خودم... می پیچم به خودم... حوصله حرف زدن ندارم... حس می کنم گیجم... گنگ... ! نمی دونم دنبال چی می گردم... نمی دونم کجا می خوام برم... مسیرم کجاس... 

اینها همه بده... 

همه چیز بده ...

 و ما هنوز شاکریم...!!! راستتش اینه که همه چیز بد نیست... خیلی چیزها بد نیس که هیچ خوبم هست...! ولی خوب دور بدی است... دور حال بد است و بی حوصلگی...!

/ 3 نظر / 16 بازدید
مهدی

:(

منٍ او

• شده ام یک معادله ی چند مجهولی! این روزها هیچ کس از هیچ راهی مرا نمی فهمد …