ترک!

ترک خورده ام... از بس دور خودم پیچیده ام...! از بس مانده ام و نگه داشته ام کنج دلم همه این حرفها را... می خواهم بروم...! بکنم.... ترک کنم این دیوارها را... بروم... جایی که برای ماندن نیاز به تلاش نباشد...! جایی که آسمان شبش ستاره داشته باشد...! جایی که آدمها کنجکاو نگاهت کنند!!!

می روم از تهران...! سمت بوشهر... چند روزی... شاید که سر ذوق بیایم ! و خدایم در دل جایی پیدا کنم... چند روزی بدون هیچ کس... برای تو...! فقط  برای تو... حتی من هم نمیایم...! میایم که تو باشی... که تو زنده شوی... بیدار شوی شاید حتی ...! می روم که تو بمانی...!!! می روم که مزاحمت نباشم... چند روزی تنها بمانی... شاید آن مهریانیتت زنده شد...!!! شاید...!!

جهادی رفتن فرصت خوبیست برای تو! که رشد کنی... که  بزرگ شوی...! که به جای غوطه ور بودن بین بچه سوسول های بالا شهر تهران کمی هم با کودکان خسته و آفتاب سوخته بوشهر باشی...!!!

/ 0 نظر / 16 بازدید