مانده!

نفس ها گیر کرده اند! مثل حرفی در گلو...!!!

عرقهایی که در چین های پیشانی گیر کرده اند...! مثل نگاه من در خاطره نگاه تو...!

قدمهایی که در گل...! مثل فکری درشبی غرق مه!

مثل من در تو!!!! گیر کرده ام در تو...

سالهاست که می گردم برای یافتن کسی که نیست! کسی که در او گیر کردم و پیدایش نمی کنم... مثل یک موج سینوسی... گاه به گاه می آید و می رود! خودش که نه! همه ادمهایی که فکر می کردی او بوده اند و نبوده اند...! و تو باز مخفی می شوی پشت خنده های مدام...× نقابی به صورت... 

/ 0 نظر / 7 بازدید