ساز!

دوست داشتم ساز می زدم...! سنتور و یا سه تار !!!! برای لحظه های تنهایی خودم... برای وقتایی که تنها می مونم... خودم و غمهایی که نمی خوام حتی با تو تقسیمش کنم! غمهایی که حتی نمی خوام بنویسمشون... !!!! دوس داشتم فقط صدای آهنگ بود که می پیچید و گوشم و پر می کرد...! حداقل تو این سرما که نمی شه قدم برداشت...! دوست داشتم پر می کرد هوای اتاقمو... که گم می شد صدای ریختن اشکی...

از من که پنهان نیس از تو چه پنهان... لااقل دوس داشتم یه پیپ خوب داشتم... هر وخت دلم می گرفت من می موندم وخودش... لا اقل امیدم این بود که تو یه بوی خوب غرق می شم... !

دوست داشتم لااقل تو بودی! برای وقتهایی که من نیستم! ...

دوست داشتم ادمها رو بودند... رو حرف می زدند... رو بازی می کردند... دل حکم می کردن... و من هر چی بازی می کردم تو می بریدی!!!!

دوست داشتم یه روز سرد باشه... من نباشم...! فقط تو باشی و صدای سنتور و بوی خوب پیپ... تو هم نشسته باشی!!! بدون اینکه نگران دبگران باشی!!!

/ 1 نظر / 6 بازدید

wanna feel your body next to mine ! before the sunshine , happines will come forward and i will earn all i ever wanted